جستجوی کالا در
kimdi
kimdi
جستجوی کالا
3 ساعت پیش
باپتیستا هافبک بود، ولی مثل مهاجم ضربه می‌زد

خولیو باپتیستا

پروفایل ورزشی
تیم
تیم
اورلاندو سیتی
نقش
نقش
هافبک
کشور
کشور
برزیل

بیوگرافی ژولیو باپتیستا | هافبکی که در اسپانیا تبدیل به «هیولا» شد

فکرشو بکن؛ یه هافبک دفاعی از برزیل راهی اسپانیا میشه و فقط چند ماه بعد، اون‌قدر گل می‌زنه که همه می‌پرسن: «این بازیکن واقعاً هافبکه یا مهاجم؟» داستان ژولیو باپتیستا دقیقاً از همین جا جذاب میشه.

قدرت بدنی زیاد، شوتای محکم و حرکتای ناگهانی به سمت دروازه باعث شد توی اسپانیا لقب «هیولا» رو براش انتخاب کنن. اما زندگینامه ژولیو باپتیستا فقط درباره قدرت نبود؛ توی داستانش از سائوپائولو و سویا تا رئال مادرید، آرسنال، رم، مالاگا و کروزیرو، کلی اتفاق عجیب و شب فراموش‌نشدنی پیدا میشه.

مشخصات بازیکن

نام کامل: ژولیو سزار کلمنته باپتیستا
تاریخ تولد: ۱ اکتبر ۱۹۸۱
محل تولد: سائوپائولو، برزیل
ملیت: برزیلی
پست: هافبک هجومی و مهاجم
آخرین باشگاه: سی‌اف‌آر کلوژ
تیم ملی: برزیل
پسری از سائوپائولو که کارش رو دور از دروازه شروع کرد

ژولیو توی سائوپائولو بزرگ شد؛ شهری که فوتبال تقریباً همه‌جا حضور داره. مسیر جدی فوتبالش هم از آکادمی باشگاه سائوپائولو شروع شد؛ همون جایی که بازیکن بزرگی مثل کاکا هم ازش بالا اومد.

اما یه نکته داستانش رو خیلی جالب می‌کنه.

باپتیستا اول بازیکنی نبود که دائم کنار دروازه حریف منتظر گل باشه. اون بیشتر به‌عنوان هافبک دفاعی بازی می‌کرد؛ بازیکنی که باید توپ می‌گرفت، می‌جنگید و وسط زمین رو کنترل می‌کرد.

شاید باورت نشه، همون بازیکن چند سال بعد توی یکی از بزرگ‌ترین لیگای دنیا تبدیل شد به یه ماشین گلزنی!

سال ۲۰۰۳، سویا از اسپانیا سراغش اومد. انتقال از برزیل به اروپا خودش یه قدم خیلی بزرگ بود، اما اتفاق اصلی وقتی افتاد که مربی سویا تصمیم گرفت ژولیو رو جلوتر ببره.

و اینجا بود که همه‌چیز عوض شد.

سویا فهمید «هیولا» باید نزدیک دروازه باشه

در سویا، ژولیو آزادی بیشتری برای حمله پیدا کرد. نتیجه؟ آمارش ناگهان منفجر شد.

اون در اولین فصل لیگیش با سویا ۲۰ گل در ۳۰ بازی زد. فصل بعد هم ۱۸ گل در لیگ و ۵ گل در جام یوفا داشت. برای بازیکنی که مدت زیادی از فوتبالش رو در نقش هافبک دفاعی گذرونده بود، این عددها واقعاً عجیب بودن.

قدرت بدنی باپتیستا هم باعث می‌شد مدافعا کار راحتی جلوش نداشته باشن. می‌تونست از وسط زمین حرکت کنه، وارد محوطه جریمه بشه و خودش ضربه آخر رو بزنه. همین سبک بازی بود که لقب معروف «هیولا» رو بهش داد.

کم‌کم باشگاه‌های بزرگ‌تر هم فهمیدن چه بازیکنی توی سویا پیدا شده.

تابستون ۲۰۰۵، رئال مادرید سراغش رفت. یعنی ژولیو حالا قرار بود وارد رختکنی بشه که پر از ستاره بود؛ رونالدو، زین‌الدین زیدان، دیوید بکام، روبرتو کارلوس و روبینیو فقط چندتا از اون اسما بودن.

برای خیلی از فوتبالیستا، رسیدن به رئال مادرید شبیه آخر یه رؤیاست.

برای ژولیو اما ماجرا تازه پیچیده‌تر شده بود.

از نیمکت مادرید تا شبی که آنفیلد رو شوکه کرد

بازی کردن برای رئال مادرید آسون نبود. رقابت توی تیم خیلی زیاد بود و باپتیستا همیشه نمی‌تونست جای ثابتی برای خودش پیدا کنه.

یک سال بعد، در فصل ۲۰۰۶ـ۲۰۰۷، به‌صورت قرضی راهی آرسنال شد.

فوتبال انگلیس با اسپانیا فرق داشت؛ سرعت بالا، برخوردای بدنی زیاد و بازیایی که گاهی حتی فرصت فکر کردن هم بهت نمی‌دادن. شروع کار ژولیو هم خیلی راحت نبود و مدتی با مشکل آمادگی و فرم روبه‌رو شد.

اما بعد یه شب رسید که خیلی‌ها هنوز با شنیدن اسم باپتیستا یادش می‌افتن.

۹ ژانویه ۲۰۰۷؛ لیورپول مقابل آرسنال در آنفیلد.

ژولیو نه یک گل، نه دو گل و نه سه گل؛ ۴ گل زد!

آرسنال اون بازی عجیب جام اتحادیه رو ۶ بر ۳ برد و باپتیستا تبدیل شد به ستاره شب.

فکرشو بکن؛ وارد ورزشگاه معروف آنفیلد بشی و با ۴ گل از زمین بیرون بیای!

اگر کارت‌های کیمدی فوتبال رو جمع می‌کنی، این دقیقاً از اون داستاناییه که نشون میده یه بازیکن ممکنه مدتی سختی بکشه، اما فقط یه مسابقه کافی باشه تا همه دوباره درباره‌ش حرف بزنن.

یک ضربه در نیوکمپ که هیچ‌کس فراموش نکرد

بعد از پایان حضور قرضیش در آرسنال، باپتیستا برگشت رئال مادرید.

و یکی از خاص‌ترین لحظه‌های دوران باشگاهیش در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۷ از راه رسید.

ال‌کلاسیکو بود؛ بارسلونا مقابل رئال مادرید، اون هم در نیوکمپ.

دقیقه ۳۶، باپتیستا با رود فن نیستلروی ترکیب کرد و توپ رو با یه ضربه تماشایی وارد دروازه کرد.

همین.

بارسلونا ۰، رئال مادرید ۱.

گل ژولیو تنها گل مسابقه بود و رئال با برد از زمین رقیب بزرگش بیرون اومد.

اون فصل برای باپتیستا پایان شیرین‌تری هم داشت؛ رئال مادرید قهرمان لیگ اسپانیا شد و ژولیو هم اولین قهرمانی لیگیش در اروپا رو جشن گرفت.

اما مسیرش قرار نبود برای مدت زیادی در مادرید ادامه پیدا کنه.

سال ۲۰۰۸ به رم رفت. بعد از چند فصل در ایتالیا، سال ۲۰۱۱ دوباره به اسپانیا برگشت و پیراهن مالاگا رو پوشید.

دیگه اسمش برای فوتبال اروپا کاملاً شناخته‌شده بود، اما حالا نوبت برگشتن به کشور خودش بود.

وقتی «هیولا» برگشت برزیل و با کروزیرو قهرمان شد

سال ۲۰۱۳، بعد از حدود یک دهه فوتبال در اروپا، باپتیستا برگشت برزیل و به کروزیرو پیوست.

خیلی طول نکشید تا یه شب مهم از راه برسه.

در سپتامبر همون سال، کروزیرو باید با بوتافوگو بازی می‌کرد؛ مسابقه‌ای بین تیمای بالای جدول. ژولیو در نیمه دوم وارد زمین شد و با فقط دو ضربه، ۲ گل زد. کروزیرو بازی رو ۳ بر ۰ برد و فاصله‌ش رو در صدر جدول بیشتر کرد.

چند هفته بعد، جشن اصلی شروع شد.

کروزیرو قهرمان لیگ برزیل در سال ۲۰۱۳ شد و باپتیستا هم در بازی‌ای که قهرمانی رو قطعی کرد، مقابل ویتوریا گل زد.

اما ماجرا اینجا تموم نشد...

کروزیرو سال بعد دوباره قهرمان برزیل شد و ژولیو دو فصل پشت سر هم جام لیگ کشورش رو بالای سر برد.

البته اون روزا همیشه هم راحت نبودن. در سال ۲۰۱۵، مشکل زانو و عمل جراحی باعث شد مدتی از زمین دور بمونه. برای بازیکنی که وارد سالای آخر دوران فوتبالش شده بود، برگشتن از چنین مصدومیتی ساده نبود.

بعد از کروزیرو، سال ۲۰۱۶ راهی اورلاندو سیتی شد و دوباره کنار کاکا قرار گرفت؛ همون بازیکنی که سال‌ها قبل مثل خودش از آکادمی سائوپائولو بالا اومده بود.

آخرین ایستگاه دوران فوتبال باپتیستا هم سی‌اف‌آر کلوژ در رومانی بود. قراردادش با این باشگاه در مارس ۲۰۱۹ تموم شد و چند ماه بعد، در ۳۷ سالگی اعلام کرد دوران بازی کردنش به پایان رسیده.

پیراهن زرد برزیل و گلی که فینال رو روشن کرد

داستان ژولیو بدون تیم ملی برزیل کامل نمیشه.

اون در دوره‌ای برای برزیل بازی می‌کرد که رقابت برای رسیدن به ترکیب تیم ملی واقعاً نفس‌گیر بود. بازیکنایی مثل رونالدینیو، کاکا، روبینیو، آدریانو و رونالدو دوروبر تیم بودن.

با این حال، باپتیستا تونست بخشی از تیمی باشه که چند جام مهم برد.

اون با برزیل کوپا آمریکا ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ و جام کنفدراسیون‌ها ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ رو برد و در جام جهانی ۲۰۱۰ هم حضور داشت.

اما خاص‌ترین لحظه ملیش شاید فینال کوپا آمریکا ۲۰۰۷ باشه.

حریف برزیل کی بود؟

آرژانتین.

اون آرژانتین ستاره‌هایی مثل لیونل مسی، خوان رومان ریکلمه و خاویر ماسچرانو رو داشت و خیلی‌ها انتظار یه فینال فوق‌العاده نزدیک رو می‌کشیدن.

هنوز چند دقیقه از شروع مسابقه نگذشته بود که توپ به باپتیستا رسید. ژولیو با یه ضربه محکم و دقیق دروازه رو باز کرد.

برزیل جلو افتاد و در پایان ۳ بر ۰ آرژانتین رو شکست داد و قهرمان شد.

شاید اسم بعضی بازیکنا با صدها صحنه به یاد بمونه، اما گاهی یه گل توی یه مسابقه بزرگ کافیه تا برای همیشه توی خاطره فوتبالی‌ها جا بگیری.

برای باپتیستا، گل فینال مقابل آرژانتین یکی از همون لحظه‌ها بود.

گاهی بهترین جای تو همون جایی نیست که اول شروع کردی

داستان بیوگرافی ژولیو باپتیستا یه نکته خیلی جالب داره.

اون فوتبالش رو به‌عنوان یه هافبک دفاعی جلو برد، اما یه مربی در سویا استعداد متفاوتی توی بازیش دید. ژولیو چند متر جلوتر رفت و ناگهان تبدیل شد به بازیکنی که توی دو فصل پشت سر هم گلای زیادی می‌زد.

بعدش رئال مادرید اومد، آرسنال اومد، شب ۴ گله آنفیلد رسید، گل ال‌کلاسیکو از راه رسید، پیراهن برزیل رو پوشید و با کروزیرو هم قهرمان کشور خودش شد.

در دنیای کیمدی فوتبال، داستان ژولیو یه یادآوری قشنگه: شاید چیزی که امروز توش بهترین نیستی، آخر مسیرت نباشه. گاهی باید تمرین کنی، جای تازه‌ای رو امتحان کنی و آماده باشی تا وقتی فرصت رسید، نشون بدی چه چیزی توی وجودت پنهان شده.

ژولیو باپتیستا از وسط زمین شروع کرد، اما خیلی از خاطره‌های بزرگش درست جلوی دروازه ساخته شدن.

و شاید همین، جذاب‌ترین قسمت داستان «هیولا» باشه.

اگر از داستان این قهرمان فوتبال خوشت آمد،

در کیمدی می‌تونی داستان ستاره‌های دیگه رو هم بخونی ⚽✨

ویدئوهای مرتبط
1 ویدئو
باپتیستا هافبک بود، ولی مثل مهاجم ضربه می‌زد
02:59
باپتیستا هافبک بود، ولی مثل مهاجم ضربه می‌زد
محصولات مرتبط